تبليغاتX
Diapason

چهارشنبه 6 اردیبهشت1391

...کوتاه ولی عمیق...

گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است...!
نوشته شده توسط دیاپازون در 16:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 27 فروردین1391

...کوتاه ولی عمیق...

بعضی وقتها، اتفاقاتی که می افته تاوان دعاهای مستجاب شده خود ماست . . .
نوشته شده توسط دیاپازون در 19:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه 26 فروردین1391

...اینجا و اونجا...

خیلی عجیبه:

توی اون گوشه دنیا یارو عرق می خوره/ با نامزد(شما بخوانید دوست دختر)ش همه مدل خاکبرسری می کنه/ پارتی برگزار می کنه و ...

ولی اینجا  اون چیزها جرم حساب می شه...

 

توی این گوشه دنیا یارو فیلم و موسیقی دانلود می کنه برای هیچ نرم افزاری پول نمی ده هر گه دیگری هم دلش بخواد می خوره

ولی اونجا  این چیزها جرم حساب می شه ...

نوشته شده توسط دیاپازون در 8:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه 25 فروردین1391

...کوتاه ولی عمیق...

Things are to be used and people are to be loved.
 
 
The problem in today's world is that
 people are used while things are loved.
نوشته شده توسط دیاپازون در 21:15 |  لینک ثابت   • 

جمعه 25 فروردین1391

...طبيعت مرد چند همسرى است؟...

 
 
آیا فقط ادیان مردان را مجاز به داشتن چندین زن(شما بخوانید تشکیل حرمسرا) دانسته اند یا نخبگان و فلاسفه هم مجوزی برای اینکار صادر کرده اند... آیا اساسا اینکار غیرمنصفانه است یا مجاز و روا؟؟؟
 
اگر بشنويد عقيده رايج روانشناسان و فيلسوفان‏اجتماعى غرب بر اين است كه مرد چند همسرى آفريده شده(تك همسرى بر خلاف‏طبيعت اوست) حتما تعجب خواهيد كرد .
ويل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن كه شرحى درباره‏آشفتگيهاى اخلاقى امروز از نظر امور جنسى مى‏دهد،مى‏گويد:
«بى شك بسيارى از آن،نتيجه علاقه‏«اصلاح ناپذيرى‏»است كه به تنوع داريم وطبيعت‏به يك زن بسنده نمى‏كند.»
هم او مى‏گويد:
«مرد ذاتا طبيعت چند همسرى دارد و فقط نيرومندترين قيود اخلاقى،ميزان ‏مناسبى از فقر و كار سخت و نظارت دائمى زوجه مى‏تواند تك همسرى را به اوتحميل كند.»
در این رابطه پروفسور اشميد آلمانى  نیز گفته است:…در طول تاريخ،مرد هميشه خيانتكار بوده و زن دنباله ‏رو خيانت.
رابرت كينزى، محقق معروف امريكايى در گزارشش-كه به‏ كينزى راپورت مشهور شده-نوشته است:«زن بر خلاف مرد از تنوع‏ جويى در عشق و لذت بيزار است.به همين‏دليل بعضى اوقات از رفتار مرد سر در نمى‏آورد. ولى مرد تنوع جويى را نوعى‏ماجراجويى تلقى مى‏كند،آسان از راه بدر مى‏رود و به نظر او آنچه مهم است لذت‏ جسمى است نه لذت عاطفى و روحى.تظاهر به تماس عاطفى و روحى در مرد فقط تا وقتى است كه فرصتى براى درك لذت جسمى پيش نيامده است.
در این زمینه حتی برخی اعتقاد دارند «پوليگام‏»بودن مرد(تنوع دوستى و تعدد خواهى)و«منوگام‏»بودن زن(انحصار خواهى و يكه شناسى)يك امر بديهى است،زيرا در مردميليونها سلول‏«اسپرم‏»توليد مى‏شود در حالى كه زن در دوران آمادگى جز يك‏ تخم از تخمدان توليد نمى‏كند.
 
نوشته شده توسط دیاپازون در 18:58 |  لینک ثابت   •